Pinterest • il catalogo mondiale delle idee

illustration of my poem

15 Pin151 Follower

می نشینم در بی حوصلگی روزها و لحظه ها سر می خورند از من گره ای کور خورده ام به چرخش این ثانیه ها و سکوت و سکوت و سکوت الف.کا

1
2

همچون کرمی خوشبخت در وسعت بیکران یک سیب لحظه های مرده را گاز می زنم نمی دانم اما این خواب پریشان دنیاست یا همان است که نامش زندگی ست الف.کا Like a prosperous worm in the immense eternity of an apple I bite the dead moments... But I don't know this is a distracted dream of the world or what is called : life Alefka Come un verme prospero nell'immensa eternità di una mela Mordo i momenti morti ... Ma io non lo so questo è un sogno distratto oppure quello che si chiama : vita

کش می آیند لحظه ها..... می کشند مرا..... کمی در آن سو تر ها...... الف.کا

2

باید آن روز به دریا می گفتم / ماهی هایت در دلم جا مانده اند / تُنگ که نه / باید هر روز / دریا بسازم اینجا ---- الف.کا On that day, I should have said to the see, Your fishes are left behind in my heart, I should make ... not a fishbowl... but the sea right here every day----Alefka Ho dovuto dire al mare , I tuoi pesci hanno lasciato nel mio cuore, Non solo un acquario, Ogni giorno, Devo fare il mare qui-----Alefka

1

سنگ سنگ نشانه می گیرم کلاغ های ذهنم را قار قار می خراشند صورت افکارم را الف.کا stone Stone I point The crows in my mind Craw Craw They scratch The face of my thoughts Alefka Pietra Pietra Io punto I corvi nella mia mente Craw Craw Si graffiano La faccia dei miei pensieri Alefka

این شناسنامه و تمام این کاغذها برای تو این طعم شیرین مادر شدن هم برای تو اصلن بگو بیایند مثل دختران اعراب زنده به گورم کنند یا که در دیار زرتشت یک هفته نجس باشم و محبوسم کنند حتی اگر تمام سیب هایت آبستن عشق باشند این بار من دیگر سراغ آدم نمی روم تو فقط بالهایم را پس بده الف.کا

3

هزار تکه خواهم شد هزار زن برای هزار آغوش بی مرهم الف.کا (برای تمام زنان سرزمینم) I will become thousand pieces Thousands women For thousands embrace without salve Alefka Io diventerò mille pezzi migliaia di donne Per migliaia abbracciare senza pomata Alefka

در برم می کشد رخت آغوشش تنم می کشد در هوایش می تپم هر بار باز معشوق پاییز شده ام انگار الف.کا پاییز 91 I'm beloved of autumn

1

درد من از قلم خشکیده و قفس اندیشه ام نیست درد من از مردمی ست که درد می کشند و فریاد نمی زنند الف.کا My pain is not for a sere pen or the cage of my thought My pain is for the people who has pain but doesn't shouting

1

هر روز کنار هم می خندند گاهی هم به آغوش هم می گریند اهالی خاکستری مغز من تنهایی ام تاب نمی آورد این همه همدلی را دیوارهایی بلند می سازم همه در سلول های انفرادی خویش تنها و من دیکتاتور سرزمین مغز خود می شوم الف.کا They laugh together every day Sometimes they cry in their hugs My brain's gray population My loneliness doesn't suffer This empathy I make the high walls All alone in their solitary and I will be the dictator of my brain's land